غزلي بي نظير از خواجه شيراز لبريز از معنا. انتخاب شاه بيت براي اين غزل كار فوق العاده مشكليه. بيت هاي اول، دوم، پنجم، هفتم، هشتم و نهم هر كدوم يه شاه بيت هستن. ضمناً اين شعر با اجراي استثنايي استاد شجريان در آلبوم افتخار آفاق زيباييش صد چندان شده:
ترسم كه اشك در غم ما پرده در شود
وين راز سر به مُهر، به عالم سمر* شود
گويند سنگ لعل شود در مقام صبر
آري شود، وليك به خون جگر شود
از هر كرانه تير دعا كرده ام روان
باشد كز آن ميانه يكي كارگر شود
اي جان حديث ما بردلدار بازگو
ليكن چنان مگو كه صبا را خبرشود
از كيمياي عشق تو زر گشت روي من
آري به يمن لطف شما خاك، زر شود
خواهم شدن به ميكده گريان و دادخواه
كز دست غم خلاص من آنجا مگر شود
در تنگناي حيرتم از نخوت رقيب
يا رب مباد آنكه گدا معتبر شود

بس نكته غير حسن ببايد كه تا كسي
مقبول طبع مردم صاحبنظر شود
اين سركشي كه كنگره كاخ وصل راست
سرها بر آستانه او خاك درشود
حافظ چو نافه سر زلفش به دست توست
دم دركش ار نه باد صبا باخبر شود
*****
* سمر: به معناي افسانه و حكايت. منظور برملا شدن راز است.
|
+| نوشته شده توسط
محسن در یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388
|