تبليغاتX
باران سبز
شعر و هنر و ادبیات و تا حدودی اندیشه و موسیقی
 اتفاق ساده

مشکل به تو رسیدم ای اتفاق ساده

عمری سواره رفتی من از پی ات پیاده

ره می بریدم و دل از جان و از جهانی،

ره توشه ی دلم بود یک بغض بی اراده

رازی من از نگاهت فهمیدم و شنیدم

حرف دل تو را گفت آن چشم لب گشاده

عشق تو بی گذاره، کی در نهاد من رفت؟

حتما خدای عاشق عشقی به دل نهاده

من مات آن رخ و دل دنبال رفع مشکل

در فکر کیش شاه است با لشکری پیاده

 مستم کن از شرابت با بوسه ای از آن لب

بی جام و بی صراحی بی درد و صاف و باده

نقش من تو هیچ است، این عادت جهان است

کآهنربا رباید با سادگی  براده

|+| نوشته شده توسط محسن در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388  |
 بوسه هاي باران

ای مهربان تر از برگ در بوسه های باران

بیداری ستاره در چشم جویباران

آیینه نگاهت پيوند صبح و ساحل

لبخند گاه گاهت صبح ستاره باران

بازآ که در هوایت خاموشی جنونم

فریاد ها برانگیخت از سنگ کوهساران

ای جویبار جاری زین سایه برگ مگریز

کاین گونه فرصت از کف دادند بیشماران

گفتی :" به روزگاران مهری نشسته " گفتم :

بیرون نمی توان کرد حتی به روزگاران

بیگانگی زحد رفت ای آشنا مپرهیز

زین عاشق پشیمان ، سرخیل شرمساران

پیش از من و تو بسیار بودند و نقش بستند

دیوار زندگی را زین گونه یادگاران

وین نغمه محبت بعد از من و تو ماند

تا در زمانه باقی است آواز باد و باران

                              "محمدرضا شفیعی کدکنی"

|+| نوشته شده توسط محسن در سه شنبه نهم تیر 1388  |
 شب آرزوها

امشب شب آرزوهاست. امیدوارم به همه آرزوهاتون برسید. البته آرزو داشتن تنها کافی نیست حتما باید تلاش همراش باشه.

 

همه هست آرزويم كه ببينم از تو رويی

چه زيان تو را كه من هم برسم به آرزويی؟

به ره تو بس كه نالم ، ز غم تو بس كه مويم

شده ام ز ناله نایی، شده ام ز مويه مويی

بنموده تيره روزم ستم سياه چشمی

بنموده مو سپيدم صنم سپيد رويی

همه خوشدل اين كه مطرب بزند به تار چنگی

من از آن خوشم كه چنگی بزنم به تار مويی

چه شود كه راه يابد سوی آب تشنه كامی؟

چه شود كه كام جويد ز لب تو كامجويی؟

همه موسم تفرج به چمن روند و صحرا

تو قدم به چشم من نه بنشين كنار جويی

ز چه شيخ پاكدامن سوی مسجدم نخواند

رخ شيخ و سجده گاهی، سر ما و خاك كويی

بشكست اگر دل من به فدای چشم مستت

سر خمّ می سلامت، شكند اگر سبويی

|+| نوشته شده توسط محسن در پنجشنبه چهارم تیر 1388  |
 مام میهن!

 

 

بچه ها این نقشه ی جغرافیاست

بچه ها این قسمت اسمش آسیاست

شکل یک گربه در اینجا آشناست

چشم این گربه به دنبال شماست

بچه ها این گربه , ایران ماست

بچه ها این سرزمین نازنین

دشمن بسیار دارد در کمین

داغ دارد هم به دل هم بر جبین

بوده نامش از قدیم ایران زمین

یادگار پاک قوم آریاست

بچه ها از هر گروه و هر نژاد

دست اندر دست هم بایست داد

فارغ از هر زنده باد و مرده باد

سر به راه مملکت باید نهاد

مام میهن عاشق صلح و صفاست

بچه ها این پرچم خیلی قشنگ

پرچم سبز و سفید و سرخ رنگ

هم نشان از صلح دارد هم زجنگ

خار چشم دشمنان چشم تنگ

افتخار ما به آن بی انتهاست

بچه ها این خانه ی اجدادی است

گشته ویران تشنه ی آبادی است

خسته از شلاق استبدادی است

مرهم دردش کمی آزادی است

بچه ها این کار فردای شماست

|+| نوشته شده توسط محسن در سه شنبه دوم تیر 1388  |
 
 
بالا